« احمد متوسلیان جوان مومن و انقلابی | هفته ولایت - تا رسیدن به ولایت نفس اماره را به نفس مطمئنه تبدیل کن » |
ادامه فضیلت امام از نوشته های فاطمه پورشفیع- قسمت سوم
فضائل و مناقب علی ابن ابیطالب(ع):
عن ابن عباس قال: لقد سبقت لعلی من السوابق ما لو انّ واحدة منها قسمت بین جمیع الخلایق لاوسعتهم خیرأ. ابن عباس گفت: برای علی بن ابیطالب سابقه هایی بود که اگر یکی از آنها میان خلایق تقسیم می شد همۀ آنها را خیر فرا می گرفت.
خلف بن خلیفه قال : سمعت أبا هارون العبدی قال: کنت جالسأ مع ابن عمر ، اذ جاء نافع بن الازرق فقال : والله إنّی لابغض علیأ . قال: أبغضک الله تبغض رجلا سابقة من سوابقه خیر من الدنیا و ما فیها.
سخن عبدالله بن عمر بن خطاب در تفضیل علی (ع): از ابو هارون عبدی شنیدم گفت: با ابن عمر نشسته بودم که نافع بن ارزق آمد و گفت : به خدا قسم که علی را دشمن می دارم ، او گفت: خدا تو را دشمن بدارد ، کسی را دشمن می داری که فضیلتی از فضائل او از دنیا و آنچه در آن است بهتر است.
عن عکرمه عن ابن عباس قال: ما فی القرآن آیة : الذین آمنوا و عملوالصالحات ، الا و علی امیرها و شریفها، و ما من اصحاب محمد رجل الا و قد عاتبه الله و ما ذکر علیّا الا بخیر. ثمّ قال عکرمة : إنّی لاعلم أنّ لعلی منقبة لو حدّثت بها لنفدت أقطار السماوات و الارض . أو قال: الارض
عکرمه از ابن عباس نقل می کند که گفت : در قران آیه ای به این تعبیر ” الذین امنوا و عملوالصالحات” کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند ، وجود ندارد مگر علی امیر آن است و از اصحاب محمد(ص) کسی نیست مگر اینکه خداوند او را مورد عتاب قرار داده امّا علی را جز به نیکی یاد نکرده است . آنگاه عکرمه می گوید : همانا من می دانم که برای علی منقبتی است که اگر آن را حدیث کنم از اطراف آسمانها و زمین نفوذ می کند . یا گفت : زمین
علی ابن ابیطالب(ع) و جمع آوری قران:
آنقدر فضائل علی (ع) آشکار و مبرهن است تا جائی که اهل تسنن نتوانستند مناقب او را کتمان کنند و اقرار به فضائل ایشان کرده اند.
السدی عن عبد خیر، عن علی علیه السلام أنه رأی من الناس طیرة عند وفاة رسول الله علیه و آله و سلم فأقسم أن لا یضع علی ظهره رداءً حتی یجمع القران ؛ فجلس فی بیته حتی جمع القرآن ، فهو اول مصحف جمع فیه القرآن جمعه من قلبه ، و کان عند آل جعفر.
سدّی از عبد خیر نقل می کند که وقتی علی بن ابی طالب (ع) وضعیت بد مردم را به هنگام وفات حضرت رسول(ص)ملاحظه کرد ، سوگند خورد که عبا بر دوش نگیرد تا وقتی قرآن را جمع اوری کند. پس در خانه اش نشست تا قرآن را جمع آوری کرد و آن نخستین مصحفی است که قرآن در آن جمع آوری شده است . او آن را از قلب خود جمع آوری کرد و نزد خاندان جعفر بود.
عن عکرمه قال : لما بویع لابی بکر ؛ تخلف علیّ فی بیته فلقیه عمر فقال: تخلف عن بیعة ابی بکر ؟ فقال : إنّی آلیت یمیند حین قبض رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آن لا تدری برداء إلا الی الصلاة المکتوبة حتی أجمع القران فانّی خشیت أن ینقلب القران.
عکرمه گفت: وقتی با ابوبکر بیعت کردند ، علی تخلف کرد و در خانه اش نشست ، عمر با او ملاقات کرد و گفت : آیا از بیعت با ابوبکر تخلف می کنی ؟او گفت: وقتی پیامبر از دنیا رفت سوگند خوردم که عبا بر دوش نگیرم مگر برای نماز واجب تا وقتی که قرآن را جمع آوری کنم، چون ترسیدم که قران تغییر پیدا کند.
علی ابن ابیطالب(ع) و تأویل قرآن :
عن انس قال : قال النبی صلی الله علیه و آله وسلم : علی یعلم الناس بعدی من تأویل القران ما لا یعلمون او قال : یخبرهم.
انس بن مالک گفت: پیامبر فرمد: علی پس از من به مردم تأویل قرآن و آنچه را که نمی دانند یاد می دهد . یا گفت : به آنان خبر می دهد.این روایت را جماعتی از عبد الکریم نقل کرده است.
حدّثنا محمد بن الحسین عن جعفر بن بشیر ، عن ذریح بن یزید ، عن أبی عبد الله قال: رسول الله(ص): إنّی قد ترکت فیکم الثّقلین : کتاب الله و اهل بیتی ، فنحن أهل بیته
ذریح بن یزید گوید : امام صادق(ع) فرمود : رسول خدا (ص)فرمود: همانا من در میان شما دو چیز گرانبها می گذارم ؛ کتاب خدا و اهل بیتم ، و حضرت فرمود ما اهل بیت پیامبریم.
حدثنا محمد بن الحسین ، عن النّضر بن شعیب ، عن خالد بن ماد القلانسیّ ، عن رجل ، عن إبی جعفر (ع) عن جابر بن عبدالله النصاری قال : قال رسو ل الله (ص) : یا ایّها الناس ! إنّی تارک ٌ فیکم الثقلین الثقل الاکبر و الثّقل الاصغر، ان تمسّکتم بهما لا تضلوا و لا تبدّلوا – تتبدّلوا- و انّی سإلتُ اللطیف الخبیر ان لا یتفرقا حتی یرداعلی ّالحوض فأعطیتُ ذلک قالوا:
و ماالثّقل الاکبر و ما الثقل الاصغر ؟ قال: الثّقل الاکبر کتاب الله سببٌ طرفه بید الله و سببٌ طرفه بأیدیکم ، و الثّقل الاصغر عترتی و اهل بیتی.
امام باقر (ع) به نقل از جابر بن عبد الله انصاری می فرماید : رسول خدا فرمود: مردم! من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم ، با ارزش بزرگ تر و با ارزش کوچکتر ، اگر به آن دو تمسک جوئید گمراه نمی شوید ، و من از خداوند متعال در خواست نمودم که این دو از هم جدا نشوند تا این که در قیامت به من ملحق شوند و خداوند نیز آن را قبول نمود. اصحاب گفتند : با ارزش بزرگ تر و با ارزش کوچکتر چیست؟ فرمود:آن چیز گرانقدری که بزرگتراست آن کتاب خدا است که از یک طرف به خدا متّصل است و از طرف دیگر در دست شماست یعنی شما را به خدا نزدیک می کند - ادامه دارد
فرم در حال بارگذاری ...